ما خوبیم !! اما تو باور نکن !
تاریخ : جمعه، 15 مرداد، 1389
موضوع : عليرضا سعيدي


از ساعت ده شب خاکبرداری آغاز شده است و من ساعت سه صبح است که از محل خاکبرداری کارگاه ساختمانی بیرون می آیم کارگاه ساختمانی ما درست در قلب تهران قرار دارد در محله ای که قدمت چند صد ساله دارد در حین خروج از گود خاکبرداری چشمانم به مسیر خاکی رمپ ورودی کارگاه دوخته شده است و چون چشم از زمین خاکی بر میدارم با دیدن تعداد زیادی از عابرین نحیف و درهم فرو رفته ای که چون سایه هایی مبهم و درهم آنهم در این وقت شب در خیابان اصلی کنار کارگاهمان در گذر هستند شوکه می شوم



در دست اغلبشان کیسه ای پلاستیکی دسته داری است که بی گمان تمامی ثروتشان را در خود جای داده است شاید چند تکه لباس نشسته و چقدر برای شانه های نحیفشان سنگین است.

بله این ساعت زمان دیدن چهره دیگر تهران است در میان عابرانی که اغلب، سرخی سیگارشان در تاریکی حضورشان را لو می دهد زنانی تکیده و نحیفی را می بینم که درد را در سینه ام مهمان می کند مادران و خواهرانی که زخمی اعتیاد هستند محجوبانی که رنج را در تاریکی شب و در زیر لبه های مقنعه های تیره خود مخفی کرده اند اما درد را چه کنند .

بعد از زلزله بم یاد گرفتم که اعتیاد می تواند میوه تلخ درخت افسردگی هم باشد به همین جهت است که هیچگاه معتادی را به دیده تحقیر و نکوهش نگاه نکرده ام و هیچگاه خودم را قادر به گذر از چنین امتحانی سخت ندیده ام

صدای نگهبان به خودم می آورد نگهبان کارگاه با مردی که در کنار حصار کارگاه نشسته است تندی می کند جلو می روم که نگهبان را سرزنش کنم اما چه بگویم که وقتی نگهبان از سرقت های شبانه همین مردان دردمند می گوید که تکه های آهن را از زیر دیوارهای کارگاهی ما بیرون کشیده و برای مرهمی موقت برای زخم دردناک خود سرقت می کنند

سرم را به زیر می اندازم و در خودم گم می شوم و آهسته آهسته به سراغ ماشین می روم تا فرار کنم شاید از دیدن واقعیت !! در طول مسیر برگشت به سوی خانه به تاریکی شب های این روزها فکر میکنم

خدایا اگر از حال ما بخواهی باید بگویم ما خوبیم اما تو باور نکن







منبع این مقاله : موج پیشرو
http://www.mojepishro.net

آدرس این مطلب :
http://www.mojepishro.net/article594.htmlhttp://www.mojepishro.net/modules.php?name=News&file=article&sid=594

INP_Nuke © IranNuke.com